بالاترین دوباره از دسترس خارج شد

فوریه 6, 2009

عزیز : دوباره به ما حمله شد .

مثل اینکه این هکر نمیخاد دست از سر بالاترین برداره …

این احتمال داده میشه که وقتی دوبار به راحتی بتونه یک سایت رو مختل کنه … دفعات بعد هم  این کار رو خواهد کرد . 

******

هفت , هشت خط نوشتم . بعد پاکش کردم . آدم می مونه چی بنویسه .  توی این چند روزه هم عجب خبرهای داغی بود که به بالاترین راه پیدا نکرد :(

******

سومین روز : بالاترین و آغاز دوره جدید

فوریه 5, 2009

این روزها , مدیران بالاترین ( مهدی – عزیز – رضا ) به جز علی , به جنب و جوش افتاده و خبر های تازه ای را در مورد سایت ارائه می دهند . حتی رضا از سیستم جدید در بالاترین صحبت می کند و از کاربران خود فرصت می خواهد تا اوایل هفته آینده , صبر را پیشه خود قرار دهند تااین برنامه به صورت کامل پیاده شود .

با نبود بالاترین , بعضی از کاربران آن به فرندفید روی آوردند و حتی اتاقی نیز توسط رضا به نام « فیدبک بالاترین » ایجاد شد . بحث هایی نیز در مورد عملکرد مدیران بالاترین در قبال محتوای لینک های کاربران و یا برخورد اندیشه های آنان ( چه مذهبی و غیر مذهبی ) در قبال هم صورت گرفت .

خلاصه … بالاترین برگشت و این روزشمار هم به پایان رسید …

باید تا هفته آینده صبر کرد و منتظر ماند … بالاترین فصل تازه ای را شروع خواهد نمود .

?

فوریه 5, 2009

به جان خودم قضیه خیلی  بودار ومشکوکه

 

دومین روز : بالاترین

فوریه 4, 2009

وارد دومین روز می شوم …

خبرگزاری بی بی سی  ( بخش فارسی )  خبر در دسترس نبودن  بالاترین را در برنامه « نوبت شما » به اطلاع بینندگانش می رساند . هر چند کوتاه  است ولی همین که این خبر رسانه ای شده بسیار مثمر ثمر است .

 

دوستان دیگر  عضو بالاترین هم در وبسایت ها و وبلاگ های شخصی خودشان به حمایت از  « راه بالاترین »  می پردازند .  همه دست به دست هم برای برگشت بالاترین  روزشماری می کنند .  جو دوستانه و خوبی است .  البته این  و سط افرادی هم هستند که از آب گل الود می خواهند ماهی بگیرند  و با  مطالب  …. ( بگذریم که صحبت از آنان چندان خاصیتی ندارد ) .

چند  خبرگزاری داخلی نیز مانند فارس نیوز , آفتاب ,  وغیره به هک شدن بالاترین اشاره کرده اند .  مضحک آورترین آن خبر خبرگزاری فارس بود که هر چه برچسب و اتهام  در چنته داشت بر بالاترین و کاربران آن زد! …

 

خلاصه این از امروز … تا ببینیم فردا چه می شود .

وضعیت اظطراری : حذف یک پُست

فوریه 3, 2009

متاسفانه بعد از پابلیش کردن پست قبلی ام که مربوط به حق  و تکلیف کاربران و مدیران بالاترین نسبت به هم بود … در صفحه  بالاترین ِ توییتر مواجه با نوشته  ای شدم که انگار آب سردی را بر من  ریخته اند .

جمله ای کوتاه  … ولی ناراحت کننده : دامین بالاترین توسط افرادی مورد هک قرار گرفته است .

 

در این برهه از زمان صلاح را در این دیدم که آن پست را حذف و به حمایت از دوستان بالاترینی اقدام کنم . و از عمل هک  توسط آن عوامل ناشناخته  ابراز  انزجار نمایم . 

فقط می توانم آرزوی برگشت آن را داشته باشم و بگویم : بالاترین برگرد .

پینوشت :

می ترسم که با این هک تمامی لینک ها توسط این مردمان هک کننده پاک و یا دستکاری شود …  دسترسی به آی پی ها نیز ترسناک است ( امنیت کاربران ) … خدا بخیر بگذرونه !

تیتری بی عنوان

ژانویه 29, 2009

سانتیمانتالیسم پیروز شد

 

 

اسپیشل ادیشن روزنامه نیویورک پست با لهجه مشهدی

ژانویه 22, 2009

delphi

 

برگردان :

من محمد حسن بارویی ؛ بچه پنجرا پایین خیابان , بزرگ شده کوچه  فاطمه فال بین ( یکی از کوچه های تخریب شده که در ابتدای خیابان طبرسی واقع بود )  در بین این مردم به حضرت عباس قسم می خورم که از این کیک های نان رضوی دیگه خرید نکم . به جان خودم به جان شما همش خمیره . مادر زهرا خانم هم همین رو میگه . مشغول الذمه (  کسی که تعهد خود را به جای نیاورده و دین خود را نپرداخته باشد / مدیون ) بشم اگر دروغ بگم .

همهمه جمعیت

یکی یک لیوان آب بیاره , گلوم گرفت ( یره =معنای خاصی ندارد . بیشتر به طرف مخاطب گفته میشود )

بعد از خوردن آب

خلاصه از ما گفتن . ( و اینجاست که بعد از خلاصه باید گفت : زیر کونت پلاسه :D

ژانویه 2009

نیم نگاهی به لهجه مشهدی : یک دِقِه جُل جُل نکن

دسامبر 26, 2008

لهجه مشهدی مثل خیلی از موضوعات فرهنگی مرتبط با شهر و مردم مشهد مغفول واقع شده و در واقع به حال خود رها شده است . شاید باور نکنید که تا به حال تحقیقی زبان شناختی در مورد لهجه مشهدی صورت نگرفته , یعنی ما هنوز واژگانی را که در لهجه مشهدی به کار می رود و نحوه تلفظ آن ها و تفاوت معنایی و تلفظ آنها را با واژگان سایر لهجه ها و همچنین قواعد معنایی و نحوی این لهجه را نمی دانیم .

همچنین در بین اقشار تحصیل کرده به ویژه خانم ها نه فقط بی اعتنایی بلکه بیزاری از لهجه مشهدی وجود دارد و این بیزاری به حدی است که شاید تا چند سال دیگر اثری از لهجه مشهدی به جا نمی ماند .

چرا به این وضعیت درآمد؟

عواملی که این لهجه را در پنجاه سال اخیر تضعیف کرده 2 دسته اند : عامل درونی و عامل بیرونی . عامل درونی که خاص مشهد است . مهاجرت گسترده شهرستانی ها به این شهر است . در نتیجه این مهاجرت لهجه مشهدی با سایر لهجه های خراسانی آمیخته شد . و مشهدی ها برای آنکه با شهرستانی ها اشتباه نشوند از لهجه مشهدی فاصله گرفته اند . عامل بیرونی , گسترش آموزش و پروش و ورود رادیو و تلوزیون و مطبوعات بوده است . با ورود این ها چیزی به نام « وجهه اجتماعی » یا « پرستیژ » به وجود آمد که وجه ممیز قشر تحصیل کرده از قشر تحصیل نکرده است . آنچه امروز در مشهد به نام لهجه مشهدی می شناسیم صورت رقیق شده لهجه ای است که پنجاه سال پیش در مشهد و قرن ها قبل از آن در توس صحبت می شد .

پس اگر حفظ این هویت فرهنگی برایمان اهمیت دارد باید به فکر چاره باشیم و نسل های بعد را از این جلوه سنتی محروم نکنیم .

 

 

 

نگا دیگه یک دَقه جُل جُل نکن تا بِزِت بُگم! مو امروز جو گیر رفتُـم. اَمَدُم یک دو قدمی را بُرُم دِلم کُلون رِه تو ای میلان بالایی میبینُم بابا کلون و نواسه ها هَمَشان دِرَن مِشَدی حرف مِزنَن و عوض فعل « شدن » هی « رفتن » « رفتن » مُکنَن , هوس کِردم که مویَم مَشَدی اختلاط بُکنُم .

خلاصه سوار ایی یَرِگه ها چیه قطار شهری رفتُم و عین هم چی ریسیدم به اووَر شهر! پیاده که رفتُم دیدُم , اِنا , این جِـرِ نگاه یَره مثل خِنِه قیریش مارایه! جووونا مُو هاشانه اوجوری سیخ کردن به هوا! گُفتُم دوره آخِرُزمونه به جان خودم!

دیروز از وَخته که جلسه دانشگاه شروع بِره رفتُم یَگ چرخی تویه حیاط دانشگامان زدُم . بچه مچه هار نِگاه کردُم . برعکس هم تو دانشگامان یَگ کافی شاپی واز رِفته که همه جور از ای شاین ماینا دِره . حقیقتش رِ بخی یگ پاتوقی رفته ایی جووونا همچی مقبول مکنن میَن اونجه مِگن , مِخندَن , خوشن !

جونم بِزِت بگه که اونجه دیدُم نوشته امروز نزدیکای یازدِ , دِوازدِ ظهر یگ همایش راجبه ازدواجِ , استاد فلانیم میه . یگ مدتی هَستِگ یک بنده خدایی مورِ مخوادش مو هم راستو حسینی دوسِش دیشتُم پس ایی قِرتاس بازیا به درد ما نُموخوره , مُو هم حقیقتش رِ بِخِی مِدنستُم که ای بنده خدا خیلی طولانی حرف مِزِنه و مو هم قول دِدِه بودُم که بُرُم کلاس با بچه ها جِلسِیه گفت و شنود دِشته بشُم , اگه مِرفتُم اونجه , کِلِه وَنگ مِرفتُم و جلسه دانشگاه دیر مِرَفت . مو بایست یکجوری مِرسیدُم به جلسه زیاد نشست و وَرخاست نِمِکردُم و زیاد به بَرِش نمشستُم .

تو کلاس دانشگاه از قِطار شهری و واحدُ و کوهسنگی و همُجور حرفای مختلف زدُم . یکی از بِچه ها که مُگُفت نِمزَد دِرُم , ازم خواست یک فکری بِزِش بُکُنُم که خوش و خُسُرش کوتا بین و اینا برن خانه خودشان … مو هم چیزی به فکرم نرسید حقیقتشو بخواین گفتم اِنا ممدجان زیاد غصه نخور خدا خودش دُرُس مُکنه ایشالا … ایی قَدَم جُل جُل نکن .

منبع : – « لهجه مشهدی رقیق شده است » , دکتر علی خزایی فر , ویژه نامه فرهنگ شهروندی , شماره دوم 18 آذر1387 , ص .1

        – « یک دقه جل جل نکن : اعترافات تکان دهنده یک بچه مشهدی » , مهدی مرادپور , ویژه نامه فرهنگ شهروندی , شماره دوم 18 آذر 1387, ص.5

 

 دایره المعارف مشهدی :

بِزِت : به تو / بابا کلون : پدربزرگ / یره گه : علامت اشاره به شخص مقابل / قرش مار ( غرشمال ) : کولی , غربتی / جُل جُل : شانه به شانه شدن در خواب


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.