لهجه مشهدی مثل خیلی از موضوعات فرهنگی مرتبط با شهر و مردم مشهد مغفول واقع شده و در واقع به حال خود رها شده است . شاید باور نکنید که تا به حال تحقیقی زبان شناختی در مورد لهجه مشهدی صورت نگرفته , یعنی ما هنوز واژگانی را که در لهجه مشهدی به کار می رود و نحوه تلفظ آن ها و تفاوت معنایی و تلفظ آنها را با واژگان سایر لهجه ها و همچنین قواعد معنایی و نحوی این لهجه را نمی دانیم .
همچنین در بین اقشار تحصیل کرده به ویژه خانم ها نه فقط بی اعتنایی بلکه بیزاری از لهجه مشهدی وجود دارد و این بیزاری به حدی است که شاید تا چند سال دیگر اثری از لهجه مشهدی به جا نمی ماند .
چرا به این وضعیت درآمد؟
عواملی که این لهجه را در پنجاه سال اخیر تضعیف کرده 2 دسته اند : عامل درونی و عامل بیرونی . عامل درونی که خاص مشهد است . مهاجرت گسترده شهرستانی ها به این شهر است . در نتیجه این مهاجرت لهجه مشهدی با سایر لهجه های خراسانی آمیخته شد . و مشهدی ها برای آنکه با شهرستانی ها اشتباه نشوند از لهجه مشهدی فاصله گرفته اند . عامل بیرونی , گسترش آموزش و پروش و ورود رادیو و تلوزیون و مطبوعات بوده است . با ورود این ها چیزی به نام « وجهه اجتماعی » یا « پرستیژ » به وجود آمد که وجه ممیز قشر تحصیل کرده از قشر تحصیل نکرده است . آنچه امروز در مشهد به نام لهجه مشهدی می شناسیم صورت رقیق شده لهجه ای است که پنجاه سال پیش در مشهد و قرن ها قبل از آن در توس صحبت می شد .
پس اگر حفظ این هویت فرهنگی برایمان اهمیت دارد باید به فکر چاره باشیم و نسل های بعد را از این جلوه سنتی محروم نکنیم .
نگا دیگه یک دَقه جُل جُل نکن تا بِزِت بُگم! مو امروز جو گیر رفتُـم. اَمَدُم یک دو قدمی را بُرُم دِلم کُلون رِه تو ای میلان بالایی میبینُم بابا کلون و نواسه ها هَمَشان دِرَن مِشَدی حرف مِزنَن و عوض فعل « شدن » هی « رفتن » « رفتن » مُکنَن , هوس کِردم که مویَم مَشَدی اختلاط بُکنُم .
خلاصه سوار ایی یَرِگه ها چیه قطار شهری رفتُم و عین هم چی ریسیدم به اووَر شهر! پیاده که رفتُم دیدُم , اِنا , این جِـرِ نگاه یَره مثل خِنِه قیریش مارایه! جووونا مُو هاشانه اوجوری سیخ کردن به هوا! گُفتُم دوره آخِرُزمونه به جان خودم!
دیروز از وَخته که جلسه دانشگاه شروع بِره رفتُم یَگ چرخی تویه حیاط دانشگامان زدُم . بچه مچه هار نِگاه کردُم . برعکس هم تو دانشگامان یَگ کافی شاپی واز رِفته که همه جور از ای شاین ماینا دِره . حقیقتش رِ بخی یگ پاتوقی رفته ایی جووونا همچی مقبول مکنن میَن اونجه مِگن , مِخندَن , خوشن !
جونم بِزِت بگه که اونجه دیدُم نوشته امروز نزدیکای یازدِ , دِوازدِ ظهر یگ همایش راجبه ازدواجِ , استاد فلانیم میه . یگ مدتی هَستِگ یک بنده خدایی مورِ مخوادش مو هم راستو حسینی دوسِش دیشتُم پس ایی قِرتاس بازیا به درد ما نُموخوره , مُو هم حقیقتش رِ بِخِی مِدنستُم که ای بنده خدا خیلی طولانی حرف مِزِنه و مو هم قول دِدِه بودُم که بُرُم کلاس با بچه ها جِلسِیه گفت و شنود دِشته بشُم , اگه مِرفتُم اونجه , کِلِه وَنگ مِرفتُم و جلسه دانشگاه دیر مِرَفت . مو بایست یکجوری مِرسیدُم به جلسه زیاد نشست و وَرخاست نِمِکردُم و زیاد به بَرِش نمشستُم .
تو کلاس دانشگاه از قِطار شهری و واحدُ و کوهسنگی و همُجور حرفای مختلف زدُم . یکی از بِچه ها که مُگُفت نِمزَد دِرُم , ازم خواست یک فکری بِزِش بُکُنُم که خوش و خُسُرش کوتا بین و اینا برن خانه خودشان … مو هم چیزی به فکرم نرسید حقیقتشو بخواین گفتم اِنا ممدجان زیاد غصه نخور خدا خودش دُرُس مُکنه ایشالا … ایی قَدَم جُل جُل نکن .
منبع : – « لهجه مشهدی رقیق شده است » , دکتر علی خزایی فر , ویژه نامه فرهنگ شهروندی , شماره دوم 18 آذر1387 , ص .1
– « یک دقه جل جل نکن : اعترافات تکان دهنده یک بچه مشهدی » , مهدی مرادپور , ویژه نامه فرهنگ شهروندی , شماره دوم 18 آذر 1387, ص.5
دایره المعارف مشهدی :
بِزِت : به تو / بابا کلون : پدربزرگ / یره گه : علامت اشاره به شخص مقابل / قرش مار ( غرشمال ) : کولی , غربتی / جُل جُل : شانه به شانه شدن در خواب